تبليغاتX

....

حسین

محض خاطر آن همه دیروز نرو!
کمی تحمل کن
ببین قطره های باران
وقتی از هم جدا میشوند
چه زود میمیرند...
××××××××××××
دیگر سکوتم را نشکن

((انتظار=مرگ...عاشق همیشه تنهاست))


اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش

اگه نگام گم ميشه تو شهر چشات منو ببخش

منو ببخش اگه شبا ستاره هارو ميشمارم

اگه همش پيش همه بهت ميگم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم

منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب ميبينم

منو ببخش اگه تورو ميسپارمت دست خدا

اگه پيش غریبه ها به جاي تو ميگم شما

منو ببخش اگه واسه تو خيلي کمم تو يه

فرشته اي و من خيلي باشم يه ادمم

منو ببخش اگه ميخام بشي مال خودم

ببخش اگه کمم ولي زيادي عاشقت شدم

×××××××××××××××××

سلام دوستان عزیز من حسین هستم
22سال دارم و منتظر نظرات قشنگتون هستم
امیدوارم از این وبلاگ استفاده کنید.

××××××××××××××

hosien_rzv2006@yahoo.com

» مرداد 1388
» خرداد 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» فروردین 1387
» دل نوشته ها
» شوق دیدار
» روزی خواهم رفت
» ترانه ها
» دلم برات تنگ شده
» زمونه
» گذر عمر
» دوستت دارم عزیزم
»
» خسته
» شکست
» دوست داشتم حیف شد
» هنوز به ياد
» عاشق
» تنها

زمونه چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388

 

من پذیرفتم شکست خویش را     

پندهای عقل دور اندیش را       

من پذیرفتم که عشق افسانه است       

این دل درد آشنا دیوانه است      

می روم از رفتن من شاد باش        

از  عذاب دیدنم آزاد باش       

گر چه تو زودتر از من میروی        

آرزو دارم ولی عاشق شوی   

آرزو دارم بفهمی درد را       

تلخی برخورد های سرد را       

گفته بودی که چرا محو تماشا می شوی ؟   

آنچنان مات که یک دم مژه برهم نزنی.... 

مژه برهم نزم تا که زدستم نرود     

ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی        

 


گذر عمر چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388

 

   مرا عمری به دنبالت کشاندی

    سرانجامم به خاکستر نشاندی 

      روبودی دفتر دل را و افسوس 

    که سطری هم از این دفتر نخواندی 

      گرفتم عاقبت  دل بر منت سوخت 

    پس از مرگم سرشکی هم فشاندی   

      گذشت از من ولی اخر نگفتی 

        که بعد من به امید که ماندی  

 

 


دوستت دارم عزیزم یکشنبه هفدهم خرداد 1388


چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388

 

خسته چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388

گذشت افسانه اين عمر كوتاه

نشد كس از دل تنگ من آگاه

تو را همراه مِدانستم افسوس

تو هم بودي رفيق نيمه راه

تا ديار نيستي راهي نمانده

در سراي سينه جز آهي نمانده

حاصلي از عمر كوتاهي نمانده

به درياي طوفاني زندگاني

شكسته چرا زورق مهرباني

در اين شهر سر تا به دامن خموشي

بيا مردم از دوري مهرباني

خدايا فراموشيم ده

لب بسته خاموشيم ده

چه حاصل ز هشياري دل

تو مستي تو مدهوشيم ده

 

 


شکست پنجشنبه بیستم فروردین 1388

 

دوستت دارم جمله ای بود که بارها بهت گفتم ونفهمیدی

دیگ خسته شدم دل تیکه تیکمو از پیشت میبرم واسه همیشه

ولی آرزوم فقط خوشبختی توهه

دیگه دلمو با صدای خندهای تو آروم نمی کنم

 برو به سلامت دیگه تنهاییمو دوس دارم

من ازت گذشتم انشالله خدام بگذره؟؟

خدانگهدارت


دوست داشتم حیف شد پنجشنبه بیستم فروردین 1388

 

رفتی به خدا می سپارمت

 این دل را به خزان می سپارمش

بعد از تو دستانم را به مشق شبانه می سپارمش

رفتی به خدا می سپارمت

این چشم را به راهت می سپارمش

بعد ازتو تمام  اشک هایم را به ابر می سپارمش

رفتی به خدا می سپارمت

بعد از تو من ماندمو خاطرات تو

من ماندمو غم فراق تو

بعد از تو من ماندمو یاد صدای تو

من ماندمو لمس فردای بی تو

رفتی به خدا می سپارمت

من تو را به خدا سپردمت

تو یادم را به خاطرتت سپردی

آرزوی دیدنم را به گور بردی

این دل را به خزان می سپارمش

رفتی به خدا سپردمت

دستان گرم و پر التهاب را

شوق نگاه نا تمام را

رفتی به خدا می سپارمت

این دل اما بی تو به اشک می سپارمش.

 

 


» ((((عاشقانه هاي من)))
» (احساس سوخته)
» (¯`·.¤ نبض خبرهای داغ دنیا¤.·´¯)
» دخترانی از جنس پاییز (شقایق)
» عشق مرده
» نیازمندیها
» Loknat
» قالب وبلاگ
RSS 2.0

<

JavaScript Codes

Designed By ParsTheme